دسته: از طبیعت


  • غروب را نتوان، مرگ آفتاب انگاشت

    غروب را نتوان، مرگ آفتاب انگاشت

    در باد روان شدم.چه شوری برای تماشا داشتم.اگر یک روز طلوع و غروب آفتاب را نمی‌دیدم گناهکار بودم.سهراب سپهری اولین روز هفته بود، شنبه.27ام دی ماه 1404. حدود دو هفته بعد از آن دو روز تلخ تاریخ معاصر.اینترن بخش زنان بودم و کشیک آن شبم از ساعت ۱۲ نیمه‌شب شروع می‌شد. از یکی از خبرخوان…

  • در سایه درخت‌ها

    در سایه درخت‌ها

    آخر هفته‌ها، گاهی اگر فرصتی باشد به پیاده‌روی‌های نسبتاً طولانی می‌روم. این عادت را چندسالی هست که دارم. بعضی وقت‌ها که خوش‌شانس هم هستم و در کنار فرصت، تجهیزات و امکاناتش هم جور می‌شود، راهی طبیعت می‌شوم؛ و اگر نه، در همان شهر قدم می‌زنم. برایم همین مهم است که در مسیر، درخت‌ها را ببینم.…