-
غروب را نتوان، مرگ آفتاب انگاشت

در باد روان شدم.چه شوری برای تماشا داشتم.اگر یک روز طلوع و غروب آفتاب را نمیدیدم گناهکار بودم.سهراب سپهری اولین روز هفته بود، شنبه.27ام دی ماه 1404. حدود دو هفته بعد از آن دو روز تلخ تاریخ معاصر.اینترن بخش زنان بودم و کشیک آن شبم از ساعت ۱۲ نیمهشب شروع میشد. از یکی از خبرخوان…
-
چند سکانس از چند کشیک جراحی

از روزهای مهر و آبان 1404 . وقتی که اینترن جراحی بیمارستان گنجویان دزفول بودم … سکانس اول آقای ۴۷ سالهای با سل فعال، هپاتیت و درد و تورم شکم مراجعه کرده بود. حوالی ساعت ۷:۳۰ هم برایش مشاوره جراحی گذاشته بودند. بیمار را دیدم، به آنکال معرفی کردم و پس از حدود نیم ساعت،…
-
لحظه نگار: کتابخانه

این چند روز رمق نوشتن را کمتر دارم. با اینکه صحنهها تندتند از جلوم رد میشوند (درست مثل ماهیهایی در دریا)، ولی من انگار بیشتر دوست دارم تماشایشان کنم تا اینکه با قلاب به دنبالشان بیافتم. احساس کردم شروع با لحظهنگار راحتتر و بهتر است. دسته بندی لحظه نگار، برای زمانی است که نوشته ها…

